سایت سرگرمی تفریحی

جملات زیبا از حسین پناهی

جملات زیبا از حسین پناهی

کهکشان ها، کو زمینم؟!

زمین، کو وطنم؟!

وطن، کو خانه ام؟!

خانه، کو مادرم؟!

مادر، کو کبوترانم؟!

…معنای این همه سکوت چیست؟

من گم شده ام در تو… یا تو گم شده ای در من… ای زمان؟!

… کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم …

کـــاش !

.

.

.

راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!

“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب……

.

.

.

این روزها به جای” شرافت” از انسان ها فقط” شر” و ” آفت” می بینی …..!

.

.

.

.

.

.

.

.

می دانی … !؟

به رویت نیاوردم …! از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما ”
فهمیدم پای ” او ” در میان است ………..

.

.

.

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر گوسفند نمی درند به نی چوپان دل می سپارند و گریه میکنند……

.

.

.

با قطار بیا جنوب و آن جا پیاده شو…. !

هر کجا بابونه‌یی دیدی بو کن من اونجام …!

.

.

.

.

.

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی…..

.

.

.

و اما تو! ای مادر!

ای مادر!

هوا  همان چیزی ست که به دور سرت می چرخد

و هنگامی تو می خندی

صاف تر می شود…

.

.

.

.

مگه اشک چقدر وزن داره ، که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم..!؟!

.

.

.

صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم ، از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم
این جهانی که همش مضحکه و تکراره  ، تکه تکه شدن دل چه تماشا داره….

.

.

.

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ………!

.

.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نـويسنـده: admin
تـاريـخ: اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳
بدون ديدگاه

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)

*

code