سایت سرگرمی تفریحی

سکوت

دوست داشتم عشق تو را در دفتر خاطرتم حک کنم
تا هر کس دفتر دل من را باز کرد نام تونگین چشمانش شود
دوست داشتم بوی عشق تو را به انبوه گلهای یاس دهم
تا عطر وجودت در سراسر جهان هستی پخش کند
ولی افسوس که شرمنده و خجالت زده دل خودم هستم
ولی افسوس که باید ذهن را از یاد توکم رنگ کنم
باید عشق تو را بر آب جاری دهم تا آب آن را با خود ببرد
که کسی نداند – کسی نخواند- کسی نبیند
باید عشق تو را به باد صبا سپارم تا آن را با خود ببرد
و ازرسوایی دلم کسی آگاه نشود
باید عشق تو را به باران دهم تا بر سر دشت شقایق های تنها ببارد
و درد دل تنهای من را برای آنها باز گو کنند
باید عشق تو را در یاد گرم نگه دارم تا دیگر فراموش نکنم
که انسان در هر زمانی میتواند عاشق شود
باید کاری کرد- باید فکری کرد- باید راهی یافت
باید کوه صبر را صدا کرد
باید سکوت درد را صداکرد
باید عشق تو را فراموش کنم
باید به چشمانم بگویم حواست را جمع کن چون
اشکی نمانده است که بخواهد برایت اهدا کند
باید به قلبم بگویم دیگه ضربانی نمونده است
که بخواهد باآمدن یاربه طپش بیفتدد
وای انگار که یار رفتنی شده است
و گویا آهنگ رفتن را ندا می کند
کمی گوش کن – کمی دقت کن
!!!!!!!
نشنیده ای صدای زنگ گوله های جدای کاروان را
ندیده ای یار کوله بارش را جمع کرده است
دیدی یار عزم سفر کرده است
پس تکلیف این دل وانفسای من چیست؟
حرفی بزن – راهی بگو – نوری به من نشان بده
سکوت تلخ تو از بهر چیست؟
پس بگو تکلیف این دل وانفسای من چیست؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برچسب‌ها,
نـويسنـده: sorna
تـاريـخ: خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲
بدون ديدگاه

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)

*

code

تبليغـــات متنـــي
خرید هاست ارزان