سایت سرگرمی تفریحی

شعر برف

en1788

شعر برف

خوب یادم نیست
تا کجاها رفته بودم؛ خوب یادم نیست
این، که فریادی شنیدم، یا هوس کردم،
که کنم رو باز پس، روباز پس کردم.
پیش چشمم خفته اینک راه پیموده.
پهندشت برف پوشی راه من بوده.
گام های من بر آن نقش من افزوده.
چند گامی بازگشتم؛ برف می بارید.
باز می گشتم.
برف می بارید.
جای پاها تازه بود اما،
برف می بارید.
باز می گشتم،
برف می بارید.
جای پاها دیده می شد، لیک
برف می بارید.
باز می گشتم،
برف می بارید.
جای پاها باز هم گوئی
دیده می شد، لیک
برف می بارید.
باز می گشتم،
برف می بارید.
برف می بارید. می بارید. می بارید . . .
جای پاهای مرا هم برف پوشانده ست.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دستـه: سرگرمی, شعر
نـويسنـده: admin
تـاريـخ: بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲
بدون ديدگاه

ارسال نظر (نظرات ارسال شده: بدون دیدگاه)

*

code

تبليغـــات متنـــي
خرید هاست ارزان